کشاورزی لرستان - اولین مجله علمی کشاورزی دانش سبز (دانشجویان لرستانی)
در سال1387 سال نوآوری و شکوفایی ایران اسلامی شروع کار و تلاش می کنیم آخرین اخبار و مقالات علمی کشاورزی و لینک سایتهای برتر کشاورزی را در وب قرار دهیم ...
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سجاد - یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
سراج اهداف رژیم صهیونیستی از حمله به غزه را تشریح کرد:
پروژه ناکام زمین سوخته و قتل عام خانه به خانه حماس

 

دکتر رضا سراج کارشناس مسائل استراتژیک و رئیس سازمان بسیج دانشجویی اهداف رژیم صهیونیستی از حمله به غزه را تشریحسراج اهداف رژیم صهیونیستی از حمله به غزه را تشریح کرد:کرد.

به گزارش رجانیوز، متن این سخنرانی که به نکات ناگفته ای در این زمینه اختصاص دارد، در ادامه آمده است:

بررسی تحولات منظقه ای و جهانی و در رأس آنها مسئله تجاوز رژیم صهیونیسیتی به غزه یکی از مهمترین مسائلی است که مورد توجه جامعه جهانی به ویژه جامعه اسلامی قرار گرفته است. در بحث حمله به غزه، چند مسئله بسیار مهم وجود دارد. اول؛ بازشناسی سناریوی اسرائیلی، امریکایی، اروپایی و عربی حمله به غزه و دوم بررسی روند جنگ و در نهایت تحلیل وضعیت آینده.

در رابطه با مسئله اول، با یک انطباق اهداف در حمله به غزه مواجهیم. اهداف این کشورها با یکدیگر تلاقی پیدا کرد و در نتیجه سناریوی حمله به غزه طراحی شد. به صورت مشخص و معین، سناریوی حمله به غزه از یک سال پیش و به صورت خیلی جدی تر از 6 ماه پیش، یعنی روزی که آتش بس میان حماس و اسرائیل به اجرا درآمد، طراحی شد.

اسرائیلی ها به صورت صریح و شفاف هدف گذاری هایشان را بیان نکردند اما در قالب مواضعی که مسئولین این رژیم جعلی در مصاحبه ها و گفته های خود بیان می کردند، می شد فهمید اهداف این رژیم جعلی به 2 دسته تقسیم می شود. یک سری اهداف آشکار و یک سری اهداف پنهان.

در مورد اهداف آشکار، اولین هدف، بازیابی اقتدار ارتش رژیم صهیونیستی بود. اسرائیل یک کشور ارتش محور است. این ارتش که طی 60 سال گذشته همواره سعی کرده است، با اعمال راهبرد وحشت و مرتکب شدن جنایات فجیع این اقتدار را به منطقه دیکته کند، شکست در جنگ 33 روزه، موجب از بین رفتن اقتدارش شد. تبعات از بین رفتن این اقتدار، متوجه ساخت سیاسی و اجتماعی این رژیم جعلی شد، بنابراین اولین هدف گذاری در جنگ غزه، بازیابی اقتدار اسرائیل بود.

هدف دوم در جنگ غزه، ایجاد امنیت روانی در سرزمین های اشغالی بود. صهیونیسم بر انگاره محاصره اندیشی و دشمن هراسی شکل گرفته است که برای رهایی از این محاصره باید در سرزمین موعود جمع شوند تا به کشوری امن دست پیدا کنند. اما جنگ 33 روزه امنیت روانی را از یهودی ها گرفت و باعث مهاجرت معکوس، فرار سرمایه و به خطر افتادن ماهیت و موجودیت این رژیم شد. اتفاقی که الآن افتاده، این است که قیف آتش موشک های حزب الله و حماس در حال ملحق شدن به یکدیگر است، یعنی کل سرزمین های اشغالی تحت آتش موشک های حزب الله و فلسطین قرار دارد، در نتیجه امنیت روانی به کلی از بین رفته است.

پس از انقلاب اسلامی، توازن در منطقه به هم خورد. انقلاب اسلامی، آرمان فلسطین را از آرمان عربی به آرمانی اسلامی تبیین و آن را مسئله اول جهان اسلام کرد. اسرائیلی ها برای اینکه این توازن را ایجاد کنند، به جنوب لبنان حمله کردند اما در نهایت به ضررشان تمام شد. در جنگ 33 روزه به صورت اساسی این موازنه از بین رفت، در نتیجه یکی دیگر از اهداف حمله به غزه، ایجاد دوباره این موازنه بود. در واقع قصد داشتند محور ایران، سوریه، حزب الله و حماس تضعیف شود و محور اسرائیل و کشور های عربی شکل بگیرد.

جنگ اسرائیل جنگ محورها است، در جنگ غزه، برنامه اسرائیل این بود که با حمله به غزه، ساکت کردن مقاومت اسلامی و حمله نقطه ای به سوریه، حلقه واسط بین ایران و حزب الله را قطع کند؛ سپس با حمله به حزب الله، کاملاً این موازنه قدرت در منطقه را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهند. آنگاه با انهدام مقاومت، غزه را به 3 قسمت تقسیم کرده و بر اساس شناسایی هایی که انجام گرفته بود و با کمک های شاخه امنیتی فتح به رهبری محمد دحلان، کوچه به کوچه، اعضای حماس را تعقیب کرده، خود و خانواده هایشان را قتل عام کنند.

هدف دیگر از این جنگ، تلافی شکست جنگ 33 روزه و پاک کردن خاطره شکست در ذهن جهانیان بود. رقابت سیاسی بین جناح های "لیکود"، "کادیما" و "کار" بسیار اساسی است. لیکودی ها بر این باورند که در جریان کادیما و کار، یک گفتمان پساصهیونیسم در حال شکل گیری است که عدول از آرمان های صهیونیستی محسوب می شود. بنابراین، معتقدند باید در جنگ پیروز شد تا گفتمان پساصهیونیسم در اسرائیل حاکم نشود.

حاکمیت محمود عباس و جریان فتح، یک جریان سازشکار در غزه به عنوان اهداف اولیه رژیم صهیونیستی هستند. البته هدف نهایی اسرائیل بسیار فراتر از این اهداف است. برنامه اسرائیل این بود که در غزه آنچنان نسل کشی صورت بگیرد که دیگر چیزی به نام اراده مقاومت وجود نداشته باشد، با حاکم کردن یأس و نا امیدی، غزه را به مصر واگذار کنند، بخشی از کرانه باختری را به اردن بدهند و با طرح این موضوع که اردن سرزمینی فلسطینی است، مسئله تشکیل دولت فلسطین را به اردن حواله کنند.

پیام مقام معظم رهبری می خواهد این مشارکت در توطئه را برملا کند. بنابراین، دست گذاشتن ایشان روی این 2 کشور، هشداری به اسرائیل، امریکا، کشورهای اروپایی، مصر و اردن بود.

از دیگر اهداف نهایی اسرائیل، ساخت خاورمیانه جدید با محوریت اسرائیل و یا یک ناتوی خاورمیانه ای با مشارکت برخی کشورهای عربی در مقابل خاورمیانه اسلامی با محوریت ایران بود. اما با نگاهی کارشناسانه متوجه می شویم که اسرائیلی ها نه به اهداف اولیه خود رسیدند و نه به اهداف نهایی. در نتیجه به کنترل گذرگاه رفح بسنده کرده اند که به این هدف نیز نخواهند رسید.

برآورد امریکا این بود که با استقرار در عراق، حوزه حجاز، شام، عراق و ایران کنترل می شود. اما این اتفاق نیفتاد، در نتیجه مسئله خاورمیانه بزرگ را رها کردند و مسئله خاورمیانه جدید را در دستور کار خود قرار دادند. خاورمیانه جدید به لحاظ جغرافیایی، خاورمیانه قدیم و خاورمیانه عربی را در بر می گرفت، در حالی که خاورمیانه بزرگ، جنوب غرب آسیا، آسیای میانه و شمال آفریقا را هم در بر می گرفت. در خاورمیانه جدید، مسئله تغییر مرزهای جغرافیایی، جابجا شدن جمعیت ها و ساختارهای سیاسی مطرح بود. در خاورمیانه جدید، امریکایی ها برنامه ریزی کرده بودند با اقدام نظامی، ابتدا در غزه فلسطین را توسط اسرائیلی ها سرکوب کنند، در پاییز 2006 به لبنان حمله کنند و بعد با زهر چشم گرفتن از سوریه او را تسلیم کنند، در عراق کودتا صورت گیرد و در مرحله بعدی ایران قرار داشت. از دل این برنامه 3 ساله، خاورمیانه جدید متولد می شد.

در خاورمیانه جدید، لبنان با بخشی از سوریه، ادغام می شد، یک لبنان فینیقیه ای، با ترکیب جمعیت سنی غالب بر شیعه شکل می گرفت، مسئله فلسطین و تشکیل دولت فلسطینی منتفی می شد، در کرانه باختری، بخشی به نام فلسطین نامگذاری و دولت فلسطینی تشکیل می شد و قسمت میانی عراق هم به اردن واگذار می شد.

عربستان، استان های شرقی خود را که نفت خیز بودند، به جنوب عراق واگذار می کرد. عربستان شیعی سکولار شکل می گرفت و در مقابل، قطر و بخش هایی از امارات را در اختیار می گرفت. مصر هم نوار غزه را تصاحب می کرد. همچنین کردستان ایران، ترکیه، سوریه و عراق هم یک کشور می شدند وخوزستان به عربستان شیعی پیوند می خورد.

امریکایی ها می خواستند یک جا مسئله انرژی را حل کنند، کل انرژی را در یک کشور به عنوان عربستان شیعی جمع کنند تا برای همیشه انرژی را تصاحب نمایند. این طرح را با فاز نظامی شروع کردند اما حزب الله شکست جانانه ای را به اسرائیل تحمیل کرد. با آن شکست، فاز نظامی خاورمیانه جدید عملاً شکست خورد، بنابراین، وارد فاز امنیتی شدند. در فاز امنیتی، 95 میلیون یورو روی شاخه امنیتی فتح سرمایه گذاری کردند، محمد دحلان نیروهایی استخدام کرد و در اردن و مصر آموزش داد. قرار بود این نیروهای آموزش دیده، کودتایی امنیتی در غزه انجام دهند اما حماس، این کودتای امنیتی را قبل از وقوع خنثی کرد.

فاز دوم این کودتای امنیتی قرار بود در لبنان انجام شود، امریکایی ها می خواستند طرح ترور سیدحسن نصر الله عملیاتی شود، مداخله چند ملیتی در لبنان صورت گیرد و حزب الله کاملاً خلع سلاح گردد. اما نصر الله با تیزهوشی این کودتا را نیز با شکست مواجه کرد.

با شکست فاز امنیتی، فاز سیاسی خاورمیانه جدید شکل گرفت، فاز سیاسی خاورمیانه جدید از آناپولیست یا نشست پاییزی آغاز شد. مسئله امریکا این بود که ابتدا روابط اسرائیل را با کشورهای عربی عادی سازی کند، اسرائیل به رسمیت شناخته شود و بعد با انهدام مقاومت، مسئله تشکیل دولت فلسطینی به محاق برده شود و در منطقه، ناتوی خاورمیانه ای با محوریت اسرائیل شکل بگیرد.

امریکا و اسرائیل، اروپا و کشورهای عربی را هم با جنگ روانی در پازل خودشان قرار دادند، با استفاده از تاکتیک جنگ روانی به نام ایران هراسی و با بیان اینکه ایران تا یک سال آینده به سلاح اتمی دست پیدا خواهد کرد، اروپا و کشورهای عربی را نیز با خود همراه کردند. در نتیجه بندر بن سلطان رئیس شورای امنیت ملی عربستان، نشستی محرمانه در تل آویو برگزار می کند و آنجا موافقت خود را با حمله به غزه چند ماه قبل از جنگ اعلام می کند. بعد نشستی در امریکا برگزار می شود و با نومحافظه کاران ملاقات کرده و موافقت خود را با دیگر اعلام می دارد. پس از عربستان، مصری ها، بعد اماراتی ها و در نهایت اردنی ها موافقت خود را با حمله اعلام می کنند.

روزانه غزه برای معیشت خود به 700 کامیون مواد غذایی نیاز دارد، الآن 6 ماه است که غزه محاصره است. چه بلایی بر سر این مردم دارد، می آید؟ ما با سانسور خبری خیلی از مسائل را نمی دانیم، خیلی از اتفاقات بر ما پوشیده است. پس از آتش بس و بعد از اینکه مسئله عادی شد، تازه واقعیت های غزه بروز پیدا می کند.

نیمه دوم بازی با آمدن اوباما شروع می شود. بنا بود بازی این چنین در نیمه دوم شکل بگیرد. ایران برگ های برنده اش در منطقه سوزانده می شد، در اثر پروژه ایران هراسی، اروپایی ها هم که پای اجماع امریکایی ها آمده بودند، یک اجماع و یک مهار منطقه ای و بین المللی علیه ایران شکل می گرفت، ایران تحت فشار گذاشته می شد. اردیبهشت داغ را برای ما پیش بینی کرده بودند تا یک فشار همه جانبه اقتصادی، سیاسی و نظامی به ما وارد شود و در داخل هم شاه سلطان حسین ها عملیات تخریبی سیاسی خود را به ویژه در دانشگاه ها شروع کرده بودند. انتهای قصه این بود که با فشار بیرونی و داخلی، یک جابجایی در قدرت در خرداد سال آینده شکل بگیرد.

ما اینجا 2 نتیجه می توانیم بگیریم. نتیجه اول اینکه تا همین جای کار، حماس و مقاومت اسلامی فلسطین برنده واقعی این جنگ است. از روی هدف گذاری ها ما می توانیم این را تشخیص دهیم. تردیدی وجود ندارد که مقاومت اسلامی پیروز شده است. نتیجه گیری دوم هوشمندی، درایت، تدبیر و هنر ابرمرد کشورمان، رهبر عزیز و بزرگوارمان است. با یک پیام، 3 تهدید را تبدیل به 3 فرصت استراتژیک کردند. این هنر، فقط از مردان الهی ساخته است ولاغیر. یکی از این برادرهایی که لبنان رفته بودند، در مراجعت، جمله ای از سیدحسن نصر الله نقل می کرد که خیلی برای ما جالب و در عین حال تکان دهنده بود. فرمودند شما نمی فهمید مقام معظم رهبری کیست ولی ما می فهمیم. کسی که می آید با یک پیام، 3 تهدید استراتژیک را تبدیل به 3 فرصت استراتژیک می کند، کل سناریوی امریکایی، اسرائیلی، عربی و اروپایی را به هم می ریزد، به طوری که الآن درمانده اند. در این قصه، خود امریکایی ها اعلام کرده اند ما در قمار جنگ غزه، مصر، اردن و عربستان را باختیم.

این یک فرصت سازی برای جهان اسلام بود. تهدیدی که می خواستند عملیاتی کنند، برای ما تبدیل به فرصت شد و در داخل هم انسجام شکل گرفت. آن جریان شاه سلطان حسین های تخریب گر به محاق رفتند و الآن باید بدهی خود را به مردم بدهند که در قصه غزه کجا بودند؟ بعدها باید این بدهی را پرداخت کنند. اینهایی که در جلسات محفلی و داخلی خود می گویند خدا کند حماس پیروز نشود، اگر پیروز شود، وضع خراب می شود، اینها بدهکاریشان باقی بماند.

اما 2 موضوع دیگر می ماند که یکی تحلیل این روند است و دیگری اینکه آیا بینی و بین الله ما با همه ظرفیتمان به این پیام تاریخی لبیک گفتیم؟ آیا ما دچار قصور و کوتاهی نشدیم؟ آیا ما دچار جفا در حق رهبر عظیم الشأنمان نشدیم؟ پیام مقام معظم رهبری 3 عرصه جهاد را در بر می گیرد. در جهاد دفاعی، دستمان بسته بود اما آمادگی آن را که می توانستیم، اعلام کنیم. در جهاد سیاسی هم ما باید اعتراض خود را به عنوان ام القرای جهان اسلام به کل دنیا نشان می دادیم. دستورالعملی که رژیم صهیونستی به سفارتخانه هایش داده، در آنجا اعلام کرده عملیات نظامی ادامه پیدا می کند تا مادامی که فشار دولت ها، رسانه ها و افکار عمومی به یک نقطه خیلی مهم و معینی برسد. ما کجای این قصه هستیم؟ چرا ترکیه از ما باید جلوتر بزند؟ من نگاه شخصی خودم این است که ما باید جواب بدهیم. بالاخره اینها حقوقی هست که از ما سؤال می شود. حق امام هم یکی از حقوقی است که از امت سؤال می شود. این مسئله بماند، جای باز کردن بیشتر از این را ندارد و باید گله کرد. آیا واقعاً حق مقاومت اسلامی و حق این پیام، فقط یک رنگ مقاومت بود؟ ما باید همه ظرفیت هایمان را برای عملیاتی کردن پیام رهبر عظیم الشأن به منصه ظهور می رساندیم. البته بحمدالله دولت در عرصه دیپلماسی خیلی فعال وارد شد. نمایندگان ریاست محترم جمهور، فعالانه الآن دارند، برخورد می کنند بالاخره یکی از دستورهای آتش بس، دستور کار تهران- آنکارا است. این نشان می دهد که دیپلماسی ما دیپلماسی فعالی است اما در ظرفیت ها داخلی، ما خوب عمل نکردیم.

روند طراحی نظامی اسرائیل اینگونه است که زمینی را بمباران و تبدیل به زمین سوخته می کند. زمین سوخته، زمینی است که سلاح، تأسیسات، تجهیزات، استحکامات و اراده مقاومت در آن نباشد. با یک هفته، ده روز، یک ماه بمباران، زمینی را به زمین سوخته تبدیل می کند. در جنگ 33 روزه، حزب الله زمین را خالی کرد و آنها هرچه بمباران کردند، چون مقاومت زیر زمین بود، چیزی نسوخت. اما مشکل مردم غزه اینجاست که یک و نیم میلیون جمعیت در 360 کیلومتر مربع حضور دارند. مقاومت هیچ آسیبی ندیده، مقاومت زیر زمین است. بمب های 250 کیلویی هم که می ریزند، مقاومت آسیبی نمی بیند. ساختمان 10 طبقه می خوابد اما تونل ها همچنان هست. ولی مردم این وسط دارند، از بین می روند. برنامه این بود که بعد از اینکه زمین سوخته شد، عملیات زمینی انجام دهند. از 3 محور شمال، شرق و غرب، جبالیا را بگیرند و در مرحله دوم، از شمال، شرق و غرب غزه را بگیرند و بعد هم خان یونس و رفح را و آن کشت و کشتاری که عرض کردم، کوچه به کوچه و خانه به خانه می خواستند، قتل عام کنند، یک بایکوت خبری هم در کریسمس برقرار شده بود. اینها می خواستند یک نسل کشی عجیب و غریبی راه بیاندازند که اقتدار خودشان و آن برتری وحشت را نشان بدهند که دیگر کسی حرفی از مقاومت نزند، مقاومت 30 سال به محاق برده بشود.

اما در روز اول عملیات زمینی، عملیات شکست خورد، 9 تانک مرکاوا، تعدادی اسیر و کشته دادند و 2 هلیکوپتر هم افتاد. روز اول، عملیات شکست خورد، بقیه روزها اسرائیلی ها عملیات ایذایی دارند، انجام می دهند. الآن در جبهه نظامی، هدف گذاری اسرائیل این است که نواری از غزه را بگیرد و خود را به رفح برساند -که نتوانسته است-، بعد می خواهد شکست نظامی را با پیروزی سیاسی عوض بکند. در جبهه نظامی، یقیناً دیگر اسرائیل پیروز نمی شود. شلیک موشک ها، وجود و اراده مقاومت همه نشان از پیروزی حماس است. اما مسئله اینجاست که پیروزی سیاسی با جنگ روانی، می تواند شکست آنها را تا حدودی تحت الشعاع قرار دهد.

برای اینکه این پیروزی سیاسی شکل نگیرد، ما هم در محور دیپلماتیک، هم در محور رسانه ای و هم در محور افکار عمومی باید فعال باشیم. اینجا ممکن است نتوانیم برد سیاسی داشته باشیم اما چون در زمین حریف بازی در حال انجام است، یعنی شورای امنیت، سازمان ملل و رسانه ها مال آنهاست، مساوی سیاسی در زمین حریف هم برای حماس پیروزی است.

چگونه اسرائیلی ها پیروزی سیاسی را به دست می آورند؟ آتش بس، استقرار نیروی عربی و چند ملیتی در دیوار حائل غزه و سرزمین های اشغالی، انسداد گذرگاه ها با استقرار نیروهای چند ملیتی و عربی و مذاکره با طرف فلسطینی محمود عباس. این برای اسرائیل پیروزی سیاسی است. این پیروزی سیاسی با طرح مصر- فرانسه الآن دارد، دنبال می شود. خانم رایس هم در جلسه شورای امنیت گفت ما منتظریم، ببینیم طرح مصر چه می شود؟ تا همین جا هم در محور دیپلماسی و سیاسی، حماس برده است. چون اصلاً در این معادله بنا نبود که با حماس راجع به این قطعنامه مصر و فرانسه مذاکره کنند. قرار بود فقط ابومازن در این معادله شرکت داشته باشد اما مصری ها مجبور شدند حماس را بخواهند، بگویند شما چه می گویید و خواسته اتان چیست تا ما در قطعنامه قرار دهیم.

از این طرف، پیروزی سیاسی حماس چگونه شکل می گیرد؟ از آتش بس، عقب نشینی اسرائیل از سرزمین های اشغالی دیوار حائل غزه، بازگشایی معابر و بعد هم هدف مذاکره آتش بس نیز حماس باشد. این 4 هدف را دیپلماسی ما در قالب طرح تهران- آنکارا به عنوان یک دستور با اسرائیل دارد، پیش می برد. یک محور شورای عالی امنیت ملی است، یک محور آقای لاریجانی است اما اصل قصه را وزارت امور خارجه توسط آقای احمدی نژاد دارد، مدیریت می کند و این بسیج را با فرستادن نمایندگان ویژه در کل دنیا شکل می دهند. در محور دیپلماسی خوب داریم، جلو می رویم و برای یک پیروزی یا مساوی سیاسی که خود یک پیروزی است، تلاش می کنیم. اما برای اینکه این اتفاق بیفتد، الآن فشار افکار عمومی، فشار رسانه ای، فشار دیپلماتیک و فشار نخبگان خیلی تعیین کننده است. ما در حوزه جنگ سیاسی احساس می کنیم خلأ داریم، در ترکیه، 14، 15 شب است که مردم پای کار هستند. کشور های دیگر مردمشان پای کار هستند، ما یک مقدار خودمان، خودمان را دچار آسیب کرده ایم. چگونه؟ ما مردم را رسمی کرده ایم یعنی فقط شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام کند. کارهای خودجوش را تقریباً از بین برده ایم. چرا نباید کارهای خودجوش شکل بگیرد؟ چرا همه باید منتظر شورای هماهنگی باشند؟ چرا از دانشگاه ها حرکتی نمی کنند؟ چرا دانش آموزان و کارگران حرکتی نمی کنند؟ مگر این مسئله، مسئله ما نیست؟ مگر مسئله امنیت ملی ما نیست؟ البته یک بحثی هم وجود دارد که مسئله تبیین نشده است. یکی از اشکالاتی که الآن به صداوسیما وجود دارد، در بحث اقناعی است. صداوسیما در اطلاع رسانی خوب عمل کرده و خوب موضع را منعکس کرده است اما در بحث تبیینی و اقناعی ضعیف عمل کرده ایم. ما نیامدیم اهداف این حمله را برای مردم شفاف کنیم، اگر این کار را می کردیم، این حس بیشتر و زودتر شکل می گرفت اما در هر صورت، نکته ای که اینجا وجود دارد، این است که پیروزی مسجل شده و این تلاش های رژیم صهیونیستی، تلاش های مذبوحانه ای است، برای اینکه در آن قطعنامه سیاسی، دست بالا داشته باشند و اسرائیل بتواند اهداف خود را از موضع قدرت در آن قطعنامه وارد کند. حتی حمله به جنوب لبنان هم از این منظر تحلیل می شود. ارزش کار نظامی ندارد اما در عین حال ما هم باید بدانیم که این سفره ای است. در هدف گذاری های اولیه آشکارشان در لابلای سخنان مسئولینشان اشاره شده که ما به صورت فهرست وار به این اهداف می پردازیم.

نتیجه ای که می خواهیم بگیریم، این است که تا به امروز، آنچه که مسلم و یقینی است، این است که مقاومت فلسطین به پیروز ی رسیده و ما باید این واقعیت را به عنوان یک دستاورد عظیم الهی و معجزه الهی به افکار عمومی دنیا منتقل کنیم.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


زیارت عاشورا
وضعیت یاهو مذهبی
پیج رنک گوگل ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی

بسيجي يعني علي
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net





Powered by aeka.persianblog.ir

بانک صوت و فیلم مذهبی
PageRank
بسيجي يعني علي
مجله دانش سبز
PageRank RSS Feed Readers outils webmaster
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<
{PAGETITLE}
pagerank search engine optimization Submit ExpressSearch Engine Marketing Services تماس با ما